لوهوری و غلام دعاگوی وام از اسماعیل لوهوری [+ 1]
1
دو چیز بردست سرهنگ حسین و سرهنگ حسن سام و پیادگان
2
ارد<و>ی شهر محمد و علی به چوب بستا اند منک به بامیان آمده
3
بودم سیم هفتا کانجا بنام [+ 1] صد شست هفت درم سنگ
4
بنام سرهنگ حسین ارغنداوای دویست پانزده دینر دفعه بیست پنج
5
جمله چهل درم سنگ بنام سرهنگ شهنه بیست درم سنگ
6
بنام سرهنگ عمر کشابی (؟) بنام محمد برادرزاده محمد دهقان
7
پنجاه درم سنگ وپیاده دیگر بیست درمسنگ
8
خرج دبیر نویسنده و خدمتکار
9
بیست درمسنگ بدست محمد پیاده
10
دو تا بخاری و دو تا تربو که خواجه محمد گردیزی آورده بود
13
پیش خدمت امبیر حاجب یک تا تربو دعاگو را رسید
14
باقی دعاگو را نرسید بدست دعاگو امانت بود انیز آن
15
فقیه احمد خواجه زکی محمد گفته بود که کاروانیان بدهند
16
بر وجه سلامی ایشان گفتند که ما سلامی دادایم دعاگو را ندادند
17
بحکم بهای دو تا بخاری ویگ عدد تربو بحضور خواجه احمد [+ 1]
18
در بها ای آن شست نه نیم درمسنگ
19
جمله باشد سیصد نود دو درمسنگ این کسان را که گفتم
20
ایشان را رسید و مبلغی رخت من هم ببردند (؟) تا خدا<و>ند را معلوم باشد
21
باقی باد در دولت و دوستکامی دین پروری دنیا و آخرت
22
آنچ بود بنده احوال بواجبی واز نمود تا حال بنده معلوم باشد
23
تا رای خداوندی را معلوم باشد کی
1
یک دینار قلب بنده از جمله این سال روا نداشتست و ندارند
2
بتوفیق الله تعالی باقی برای رفیع عالی [+ 1] برانچ باشد
3